الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

48

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) حضور هيأت قريشى در درگاه نجاشى در تفسير قمى آمده است : هنگامى كه قريشيان به اذيت و آزار رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و اصحابش شدت بخشيدند ، آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به ايشان فرمان داد كه به حبشه هجرت كنند و به جعفر بن ابى طالب دستور داد كه سرپرستى آنها را بر عهده بگيرد . پس از آن جعفر به همراه هفتاد نفر از مردان مسلمان حركت كرد تا در كنار دريا سوار كشتى شدند . وقتى كه اين خبر به قريش رسيد عمرو بن عاص و عمارة بن وليد را نزد نجاشى فرستادند تا تازه مسلمانان را بازگرداند و عمرو عمارة با هم دشمن بودند . . . براى همين بنى مخزوم از جنايت عماره و بنى سهم از جنايت عمرو بن عاص چشم‌پوشى كردند . « 1 » ( 2 ) آنها بر نجاشى وارد شدند و هدايايى را كه آورده بودند تقديم كردند . سپس عمرو بن عاص گفت : اى پادشاه ! عده‌اى از افراد قوم ما به مخالفت با دين ما پرداختند و به خدايان ما فحش دادند و پس از آن به مملكت تو هجرت كردند . از تو مىخواهيم كه آنها را به ما بازگردانى . نجاشى فردى را به دنبال جعفر فرستاد تا بيايد . سپس به او گفت : اى جعفر ! اينها چه مىگويند ؟ جعفر گفت : اى پادشاه مگر چه مىگويند ؟ گفت : درخواست مىكنند كه شما را به سوى آنها بازگردانم . گفت : اى پادشاه ! از آنها بپرس كه آيا ما غلام و بردهء آنها هستيم ؟ عمرو گفت : نه ، بلكه آزاد و با شرافت هستيد . گفت : از آنها بپرس كه آيا از ما طلبكارى دارند ؟ گفت : نه ، ما هيچ طلبى از آنها نداريم .

--> مورد اين دو مسأله ، اشاره كرده‌اند كه آنها « سواطع الانوار » و « الطراز المنقوش » مىباشند . در آنجا آمده است كه نجاشى در جواب نامه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى عقد ام حبيبه نوشت : « بسم الله الرحمن الرحيم ، به محمد صلّى اللّه عليه و آله از نجاشى أصحمه . السلام عليك يا رسول الله من الله و رحمة الله و بركاته . اما بعد ؛ من زنى از قوم تو و هم آيين تو ام حبيبه دختر ابو سفيان را به تزويج تو درآوردم و هدايايى را به تو تقديم كردم كه عبارتند از : يك قميص و چند شلوار و چادر و دو جفت كفش . و السلام عليك و رحمة الله و بركاته » و در جواب نامهء رسول الله صلّى اللّه عليه و آله مبنى بر تجهيز مسلمانان براى بازگشت به مدينه نوشت : « بسم الله الرحمن الرحيم ، به محمد صلّى اللّه عليه و آله از نجاشى أصحمه . السلام عليك يا رسول الله من الله و رحمة الله و بركاته . هيچ خدايى جز پروردگار يكتا كه مرا به اسلام هدايت كرد وجود ندارد . اما بعد ، اى رسول الله ، تمام كسانى كه از مكه به اينجا مهاجرت كرده بودند را به سوى شما فرستادم و فرزندم اريحا را به همراه شصت نفر از اهالى حبشه به سوى شما ارسال كردم و اگر بخواهى من هم خواهم آمد ، اى رسول الله ! من شهادت مىدهم كه آنچه مىگويى حق است . و السلام عليك و رحمة الله و بركاته . » چنان كه اين نامه‌ها در الوثائق السياسية ، ص 48 به نقل از باب اول الطراز المنقوش و سواطع الانوار ، ص 81 آمده است . ( 1 ) . هنگامى كه سوار كشتى شدند ، شراب نوشيدند و براى همين عمارة به عمرو - كه همسرش را با خود آورده بود - گفت : به زنت بگو كه مرا ببوسد . عمرو گفت : اين كار جايز نيست ! پس عماره ساكت شد و هنگامى كه عمرو مست شد - و در اين حال در جلوى كشتى ايستاده بود - عمارة او را هل داد و داخل دريا انداخت ، اما عمرو به كنار كشتى چسبيد و ديگران دستش را گرفتند و نجات دادند .